
خاطرت آید که آن شب از جنگل ها گذشتیم
بر تن سرد درختان یادگاری می نوشتیم
***
با من اندوه جدایی نمی دانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوست ، تو را از من جدا کرد
***
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته
***
بی تو ای دنیای شادی ، دلم دریای درد است
چون کبوتر های غمگین ، نگاهم مات و سرد است
***
ای دلت دریاچه نور ، گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر ، هر جا بی من نشستی

هر جا بی من نشستی
***

